تبليغاتX
پایگاه شهدای سرپل شرقی رودسر
دعای فرج امام زمان...

             

       (( بسم الله الرحمن الرحیم )) 

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن العسكري صلواتک

علیه وعلی ابائه فی هذه الساعه وفی کل ساعه ولیا

وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک

طوعا وتمتعه فیها طویلا...


 

نوشته شده توسط روابط عمومی در 85/01/10 ساعت 12:50 موضوع | لینک ثابت


شاید این جمعه بیاید ...شاید....

 

برای شنیدن آخرین اجرای شاعر بسیجی مرحوم حاج محمد رضا آغاسی

                                 اینجا کلیک کنید

 

خبر آمد خبر آمد خبری در راه است  سر خوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید  پرده از چهره گشاید شاید...

دست افشان پای کوبان می روم  بر در سلطان خوبان  میروم

میروم بار دگر مستم کند  بی سرو بی پا و بی دستم کند

میروم کاز خویش تن بیرون شوم  برده یه لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمان خویش را...

با همه لحن خوش آواييم  دربدر کوچه تنهاييم

اي دو سه تا کوچه زما دور تر...

به خوبا سر میزنی بگرد تو اینا هم خوب هست آقا جان هممون که بد نیستیم به من نگاه نکن آقا ...

اي دو سه تا کوچه زما دور تر نغمه تو از همه پر شور تر

کاش که اين فاصله را کم کني محنت اين قافله را کم کني

کاش که همسايه ما مي شدي مايه آسايه ما مي شدي

هرکه به ديدار تو نايل شود  يک شب حلال مسايل شود

دوش مرا حال خوشي دست داد سينه ما را عطشي دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت  شعله به دامان سياوش گرفت

نام تو آرامه جان من است نامه تو خط امان من است

اي نگهت خواستگه آفتاب برمن ظلمت زده يک شب بتاب

پرده بر انداز زچشم ترم   تا بتوانم به رخت بنگرم

اي نفست يارو مدد کار ما کي و کجا وعده ديدار ما

دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد  به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم اي عشق  تا تو را بينم   تويي که نقطه عطفي به اوج آيينم

کدام گوشه مشعر کدام  کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشينم

روا مباد که بر بنده ات نظر نکني   روا مباد که ارباب  جز تو بگزينم

ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش

آقا پیر شدیم دیگه نمی خواین بیاین   به خوبا سر میزنی اصلا هممون بد آقا جان هممون

بد به حق خوبات ....به خوبا سر میزنی مگه ما بدا دل نداریم می خواستی مارو خاطرخواه

 نکنی قربونت برم ندیده خاطر خواه کردی رفتی پشت پرده یه نظر یه نظر خوبیم بدیم پات

 نوشته شدیم آقا بدبختیم بیچاره ایم درمونده ایم عشق تویی فقط...

ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش  تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است  سر خوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید  پرده از چهره گشاید شاید.....

 


 

نوشته شده توسط روابط عمومی در 85/01/01 ساعت 12:0 موضوع | لینک ثابت